قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1071

تاريخ الفي ( فارسى )

پس سليم جمعى كثير از سپاه همراه برد و طعام بسيار همراه برداشته متوجّه قلعه شد . در راهها در هر جا كه كمينگاه بود جمعى از آن سپاه را مىگذاشت ، تا آنكه به اندرون قلعه رفت و نيزك را بسيار ملامت كرد كه اين چه كار بود كه از تو صادر شده ؟ نيزك گفت : گذشته گذشت . حال رأى چيست ؟ سليم گفت : صلاح تو در آن است كه پيش قتيبه آمده عذرخواهى كنى ، كه مرا يقين است كه از گناه تو درگذرد . و اگر چنين نكنى تو مىدانى . من اينك برگشته مىروم . غرض من نصيحت بود . نيزك گفت : بارى ساعتى توقّف نماى تا چاشت كنى . بعد از آن ببينيم كه مصلحت چيست ، سليم گفت : طعام همراه من است ؛ باهم چاشت مىخوريم . پس فرمود تا طعامى كه همراه آورده بود بتمامه جهت مردم نيزك كشيدند . چون نظر ايشان بر آن طعامها كه مدتى بود بوى آن نشنيده بودند افتاد بىاختيار هجوم نموده مىخوردند . سليم گفت : يا ابو الهياج من تو را نصيحت مىكنم كه اين مردم تو از گرسنگى بسيار به تنگ آمدند . اگر چنانچه محاصرهء تو چندين روز ديگر بكشد گمان من بلكه يقين است كه اينها تو را گرفته به دست امير قتيبه سپارند . آن زمان يقين دان كه از سر گناه تو درنخواهد گذشت . پس مصلحت تو در آن است كه همين ساعت برخيزى و نزد او روى ، كه قتيبه مردى رحيمدل است . چون تو را شكسته حال بيند از سر گناه تو خواهد گذشت . و مردم نيزك بتمامه گفتند : سخن ناصح قبول بايد كرد كه غرض او دولتخواهى است . القصّه ؛ نيزك را به هر نحوى كه بود از قلعه بيرون آورد . و چون سليم به يكى از آن كمينگاهها كه مردمان را گذاشته بود رسيد ايشان را اشارت كرد تا مردم نيزك را از همراهى « 1 » مانع شدند . چون نيزك اين را مشاهده نمود روى به سليم ناصح آورده گفت : چرا مردم را از همراهى مانع مىشوى ؟ سليم گفت : صلاح تو در آن است مردم همراه نباشد . چون نيزك پيش قتيبه آمد او از خيمه بيرون رفت و فرمود كه او را در همان خيمه حبس كنند و نامه‌اى نوشت به حجّاج كه : « اينك نيزك را گرفته در حبس كرديم تا هرچه حكم شود عمل نماييم . » حجّاج در جواب نوشت كه : « او را بكش ، كه دشمن مسلمانان است . چندين بار مسلمان شده و باز كافر گشته . » « 2 » پس قتيبه نيزك را طلبيد و گفت : تو را پيش من هيچ زنهار نيست . نيزك گفت : ايّها الامير سليم ناصح مرا زنهار داده آورده . قتيبه گفت : دروغ مىگويى اى دشمن خدا . كسى چون تو را چرا امان دهد ؟ اين را بگفت و اندرون خيمه رفت و سه روز اصلا بيرون نيامد و كسى را نيز پيش خود طلب نكرد . بعد از سه روز قتيبه بيرون آمد و مردم را بار داد و گفت : چه مىگوييد

--> ( 1 ) . همراهان نيزك عبارت بودند از : جيعونه ، صول طرخان جانشين جيعونه ، خنس طرخان رئيس شرطهء نيزك ، و شقران برادرزادهء وى ؛ - پيشين ، ص 229 . ( 2 ) . جواب نامهء قتيبه از طرف حجاج پس از چهل روز رسيد .